![]() |
![]() |
|
| تنظیم و گزارش برنامه ها |
|
دلم گرفته این روزا ، پر از شکایت و غمه تنها امید من فقط به شبهای محرمه نذری دارم ، نذر نمک ، می گن که حاجتت می ده می گن یه کم دعا بکن کلی خجالتت می ده خودت می خونی آقا جون از تو چشام حاجتمو یه وقت مبادا رد کنی این دل بی طاقتمو سینه زنا سر می رسن ، مرثیه خونا می رسن وقت گرفتن علم ، سیل جوونا می رسن اینجا شبا تو چادرت نمی دونی چه خبره آدما نیستن به خدا اینجا پر از کبوتره فرقی دیگه نمی کنه ، مسلمون و ارامنه هر کی به شیوه ی خودش اسم تو رو داد می زنه شلوغ می شه تو این شبا هیات پشت خونه مون چشای ما گریه می خواد ، غربت تو بهونه مون تو این شبا دلم می گه دردتو به یکی بگو حاجتای تو قلبتو بهش یکی یکی بگو اینجا شبا تو چادرت ، زنا و مردا می شینن عکس تو رو رو شیشه ی زلال اشکا می بینن چادر مشکی رو سرم یه نامه توی دستمه یه نامه که پاکت اون همین دل شکستمه سرت شلوغه می دونم دل شکسته خیلیه آره خودم خوب می دونم عاشق خسته خیلیه کاغذامو از روی میز ، یکی یکی جم می کنم این دیگه خط آخره زحمتمو کم می کنم
فانوس شو تا از نو، بیدار شوم از خواب!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 7:15 بعد از ظهر توسط رضوان شفیعی |
|
|
امام علی (ع): اگر نماز گزار بداند که چقدر از رحمت خداوند او را فرا گرفته است ، سرش را از سجده بر نمی دارد حرف اول: وقتی اسم حضرت ابوالفضل در یک سخنرانی یا یک نوحه می آید مردم با آه و ناله و درد از او یاد می کنند آنچنان غرق در کلمه ابوالفضل می شوند که تمامی سرگذشت او را در چند لحضه مرور می کنند . ولی اگر در همان سخنرانی اسم خداوند آورده شود مردم به کلمات قبل و بعد آن ( خداوند ) فکر می کنند ولی در مورد کلمه خداوند هیچ تفکری به ذهنشون نمی رسد و به یک نوع خلاء فکری می رسند. برایامام علی(ع) آنقدر غرق در مصیبت می شوند که با دست و زنجیر و قمه (همین مراسم قمه زنی تو زنجان ) بر سر خود می زنند . ولی همانها حاضر نیستند که 5 ثانیه بیشتر سر خود را روی سجاده بگذارند و در برابر خداوند سر فرود آورند تا به بزرگی خداوند و کوچکی خودشان بیشتر فکر کنند.
حرف دوم : پس چرا ما مشقات و رسالتهای امامان دیگرمان را فراموش کردیم و کمتر از آنها یاد می کنیم . به صورتی که در طول سال ( قمری ) فقط موقع تولد و مرگ ( شهادت ) آنها رابه یاد می آوریم . شما چند نفر را می شناسید که به امام محمٌد باقر یا امام محمٌد جواد و یا امامحسن عسکری(ع) متوسل بشن و برای آنها روضه یا نذری بدهند ؟؟؟ چرا همیشه از اصل غافل می شویم و آن را فراموش می کنیم ؟؟؟ چرا وقتی اسم خداوند ( اکبر ) را می شنوی از بزرگی خدا مو بر تنت سیخ نمی شود ولی وقتی اسم حسین را فریاد می زنند اشک می ریزی؟؟؟ چرا وقتی سر روی سجاده می گذاری اینقدر سبک و راحت سر خود را بلند می کنی بدونه اینکه بدانی در برابر چه کسی سر فرود آوردی ( مثل کلاغهایی که برای خواستن و برداشتن روزی و دانه نوک می زنند و سر فرود می آورند )
حرف من: باید چیکار کرد وقتی کسی عرق میخورهو...(مثل همین بچه های خوابگاه ما) ولی وقتی اسم امام حسین(ع) را میشنون اشک از چشماشون جاری میشه باید به این ها چی گفت؟ گفت که بابا این کسی که این همه احترامشو دارین فقط یه نمونه از عظمت اونیه که اون بالاست این همه پیامبر و امام اومدن که ما اون اصل کاریه رو فراموش نکنیم اما... من وقتی میرم مراسم همین بچه ها به من میگن وایسا ماهم بیایم من چی بگم بگم نیاین اونم وقتی که به این موضوع معتقدیم که امام خودش مهموناشو دعوت میکنه... قربون حکمتت خدا
حرف آخر : خدا با توام : چرا اینقدر نا جوانمردانه بزرگی چرا چرا چرا ؟؟؟ تو آنقدر بزرگی که وقتی می خوام خوبی کنم و یا به یک دردمند کمک کنم نمی تونم منکر این بشم که برای رضای توست که دارم این کار را می کنم . وقتی می خوام گناه کنم نمی تونم نادیده ات بگیرم . وقتی می خوام دوستت داشته باشم آنقدر بزرگی که می ترسم توی دلم جا نشی !!! قاصدک! در دل من همه کورند و کرند. ¤مهدی اخوان ثالث¤ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 7:4 بعد از ظهر توسط رضوان شفیعی |
|
|
عاشورا، فرهنگ شهادتطلبی را در پیروان اهلبیت زنده ساخت.
هنگام سپيده دم خروس سحري داني كه چرا همي كند نوحه گري يعني كه نمودند در آيينه صبح از عمر شبي گذشت و تو بي خبري |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 0:10 قبل از ظهر توسط رضوان شفیعی |
|
|
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سال ها به اجبار خواهیم خفت!
برف شديدي اومده و هوا بدجوري سرد شده انّ لقتْل الْحسيْن عليه السّلام حرارة فى قلوب الْمؤمنين لا تبْرد ابدا (جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 556) و کمي متذکر شدم که محرم رسید! بعضي احاديث واقعا آدم رو به طمع ميندازه ، گويا با فرا رسيدن محرم دري از رحمت بر روي عموم مردم باز ميشه که بيشتر ياد اهل بيت رو زنده کنن. من ذكرنا عنده ففاضت عيناه ولو مثل جناح الذباب ، غفر الله له ذنوبه ولو كانت مثل زبد البحر (وسائل الشيعه ج14ص501) |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 11:2 بعد از ظهر توسط رضوان شفیعی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
نشریه الکترونیکی پرسمان کانون فرهنگی دینی ثقلین کتابخانه مجازی فارسی پایگاه اطلاع رساتی فرهنگی شاهد آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
اطلاعیه ها اخبار داخلی اخبار دوستانه ها تاسف ها مناسبت ها دل نوشته |
| نویسندگان |
|
دانشجویان محمدجواد نیک روش مرتضی برگستان سید مجتبی مومنی امیر شفیعی سجاد حقیقی سبحان حقیقی مهدی رحمتی پور علیرضا محسنی علی رحمان نژاد رضوان شفیعی |
|
RSS
|